تبليغاتX

har ke delaram did az delash aram raft

Kill Me But Don't Leave Me - لب هایت را می گویم بانو جان! لب هایت را ...

Kill Me But Don't Leave Me

من مثل همان روزهای سفید، خاکستری ام. گاهی باد می آید و مشتی از اندام مرا به ویرانه ها می بخشد. گاهی باران می آید و صورت خیس و شکسته مرا سرخ تر می کند. گاهی علفی، سنگ ریزه ای و یا چیزی شبیه خشت هم مرا تنها نمی گذارد. تنها کسی که از احوال عجیب من بی خبر مانده است، تویی. می شود دامن تنهایی ات را بالا بزنی و لب هایت را بگذاری روی لب های باران و اندکی از تنهایی مرا بنوشی ؟می شود حضرت بانو؟ می شود که قدری ازاندام مرا به بلخ و مقداری ازمرا به بخارا دود کنی تا بخاری های قندهار بی آتش طالبان نمانند. طالبان هم دچار توهم تنهایی اند . راستی اگر بگویم مرا ببخش، چقدر سمت گیسوانت ابری می شوند؟

 لب هایت را به باد بسپار تا محبت در شانه هایم جوانه زند. لب هایت را می گویم بانو جان! لب هایت را.

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386 5:15 PM توسط AloNe |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

تنها تر از تنهایی که از میخونه ها بیرونش کردند


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

اردیبهشت 1387

فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386



پیوندها

دل نوشته های مهسا
غزال خانوم و جنگلش
دفتر خاطرات روزهای تنهایی من
تقدیم به تو
AloNe
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin